مظهرپاکی وعدالت
عیدغدیرخم بودافضل زعیدها//زیراکه درغدیر نام ولایت رقم زدند

 
     
 
 
راز جاودانگی قرآن

قرآن کتاب جامع
قرآن، مهم ترین، کامل ترین و جامع ترین کتاب آسمانی است. راز جاودانگی آن اموری چند است از جمله یکی از دلایل این جاودانگی غنای محتوایی، گستره معنایی و مفهومی، فراگیری موضوعی و جامعیت آن می باشد.
این که پیامبر گرامی(ص) فرموده است: اوتیت جوامع الکلم؛ جوامع کلمات به من داده شده است (نهج الفصاحه، ص
۱۹۵) به معنای این می تواند باشد که به وی قرآن بخشیده است؛ زیرا قرآن، کتابی شگفت است که با کم ترین عبارات بیشترین و کامل ترین محتوا را با خود همراه دارد. از این رو آن را جوامع الکلم نیز گفته اند: لقله الفاظها و کثره معانیها. هرچند که هدف اصلی قرآن، هدایت است ولی این بدان معنا نیست که حاوی بسیاری از حقایق هستی نباشد، بلکه حتی می توان


ادعا کرد که


ادامه مطلب  
[ جمعه 29 بهمن 1389  ] [ 6:49 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

نماز فرشته ها

آیا فرشتگان هم نماز می خوانند؟
در این که فرشتگان خداوند متعال را تسبیح و تقدیس می کنند جای هیچ تردید نیست؛ برخی آیات قرآن که به تسبیح فرشتگان اشاره فرموده، عبارت است:
۱) «وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَـئِکَهِٔ... وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ...؛ به خاطر بیاور، هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: ... ما تسبیح و حمد تو را به جا می آوریم و تو را تقدیس می کنیم.» (بقره/۳۰)
۲) « لاَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلاَ یَسْتَحْسِرُونَ * یُسَبِّحُونَ الَّیْلَ وَ النَّهَارَ لاَ یَفْتُرُونَ؛ فرشتگان، هیچ گاه از عبادتش استکبار نمی ورزند و هرگز خسته نمی شوند، شب و روز را تسبیح می گویند و سست نمی گردند.» (انبیاء/۱۹و۲۰)
۳) « وَالْمَلَـئِکَهُٔ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ و...؛ فرشتگان، پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را به جا می آورند.»


ادامه مطلب  
[ جمعه 29 بهمن 1389  ] [ 6:34 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

افتخار یا مباهات به زبان به واسطهٔ چیزی است که آن را کمال خود می پندارد. مباهات غالباً به اموری است که بیرون از ذات مباهات کننده است از اقسام تکبّر به شمار می رود. پس هرچه در ذمّ تکبّر وارد شده بر ذمّ فخرفروشی نیز دلالت می کند، و انگیزه های آن همان اسباب و عوامل تکبّر است. و گفته شد که هیچ یک از این عوامل و انگیزه ها صلاحیّت آن را ندارد که منشأ افتخار قرار گیرد. افتخار ناشی از جهل محض و سفاهت است.
حضرت سجاد (علیه السلام) فرمود:
عجب است از متکبّر بر خود بالنده که دیروز نطفه ای بود و فردا مرداری می شود.
(عَجَباً لِلْمُتَکَبِّرٍ الْفَخُورِ الَّذی کٰانَ بِالْأمْسِ نُطْفَهًٔ ثُمَّ هُوَ غَداً جیفَهٌٔ )
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
عجب است از متکبّری که به خود می نازد، و حال آن که از نطفه ای آفریده شده سپس مردار می شود، و در این میان نمی داند با او چه خواهند کرد.
(عَجَباً لِلْمُخْتالِ الْفَخُورِ ، وَ اِنَّما خُلِقَ مِنْ نُطْفَهٍٔ ثُمَّ یَعُودُ جیفَهًٔ وَ هُوَ فیما بَیْنَ ذٰلِکَ لایَدْری ما یُصْنَعُ بِهِ )
و نیز فرمود: پیغمبر (صلّی الله علیه وآله وسلم) روز فتح مکّه بالای منبر رفت و فرمود: ای مردم! خداوند نخوت جاهلیّت و تفاخر به پدران را از شما بُرد، بدانید که همه از آدمید و آدم از خاک است، آگاه باشید که بهترین بندهٔ خدا بنده ای است که تقویٰ داشته باشد


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 28 بهمن 1389  ] [ 7:33 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

در روايات ما آمده است كه در شب ولادت آن حضرت‏ حوادث مهم و اتفاقات زيادى در اطراف جهان بوقوع پيوست كه ‏پيش از آن سابقه نداشت و يا اتفاق نيفتاده بود كه از جمله‏ «ارهاصات‏» بوده بدان گونه كه در داستان اصحاب فيل ذكر شد ، و در قصيده معروف برده نيز آمده كه چند بيت آن چنين است:
يوم تفرس منه الفرس انهم قد انذروا بحلول البؤس و الفئم و بات ايوان كسرى و هو منصدع كشمل اصحاب كسرى غير ملتئم النار خامدة الانفاس من اسف عليه و النهر ساهى العين من سدم و ساء ساوه ان غاضت‏بحيرتها و رد واردها بالغيظ حين ظم كان بالنار ما بالماء من بلل حزنا و بالماء ما بالنار من ضرم
و شايد جامع ترين حديث در اين باره حديثى است كه مرحوم صدوق ‏«ره‏» در كتاب امالى به سند خود از امام صادق عليه السلام ‏روايت كرده و ترجمه ‏اش چنين است كه آن حضرت فرمود:
ابليس به آسمانها بالا مى ‏رفت و چون حضرت عيسى‏ «ع‏» به دنيا آمد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان بالا مى ‏رفت ، و هنگامي كه رسولخدا «ص‏» به دنيا آمد از همه آسمانهاى هفتگانه‏ ممنوع شد ، و شياطين بوسيله پرتاب شدن ستارگان ممنوع‏ گرديدند ، و قريش كه چنان ديدند گفتند: قيامتى كه اهل كتاب مى‏ گفتند بر پا شده!


ادامه مطلب  
[ چهارشنبه 27 بهمن 1389  ] [ 11:52 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

 
     
 
 
بازگشت انسان به هویت دینی

بروز انقلاب اسلامی ایران با مطرح نمودن اسلام به عنوان یک قدرت سیاسی در عرصه معادلات بین المللی موجب احیای اندیشه دینی در دنیا گردید؛که آثار آن در عرصه های مختلف اجتماع از جمله سیاست، اقتصاد،فرهنگ و هنر پدیدار گشت. یکی از ویژگی های انقلاب مردم ایران، خدا محوری آن است.
در اصل ۵۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی می خوانیم: «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است».در وصیت نامه پیر عرفان و بنیانگذار انقلاب اسلامی، در این باره چنین آمده است: «ما می دانیم که این انقلاب بزرگ که دست جهانخواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تائیدات الهی پیروز گردید.
اگر نبود دست توانای خداوند، امکان نداشت یک جمعیت ۳۶ میلیونی با آن تبلیغات ضد اسلامی و ضد روحانی خصوصا در این صد سال اخیر... یکپارچه قیام کنند و در سرتاسر کشور با ایده واحد فریاد اللّه اکبر و فداکاری های حیرت آور و معجزه آسا، تمام قدرت های داخل و خارج را کنار [زند].... تردیدی نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بود که از جانب خداوند منّان بر این ملت مظلوم غارت زده عنایت شده است».
انقلاب اسلامی ایران، آثار فرهنگی فراوان به همراه داشته است که مهم ترین آنها، احیای اسلام و مطرح کردن آن به عنوان مکتبی حیات بخش است. انقلاب اسلامی، تاحدودی توانست زنگارها و پیرایه ها را از اسلام برگیرد و حقیقت ناب آن را به مردم بنمایاند. با این انقلاب، دین اسلام زندگی دوباره یافت و نشان داد که دینِ جاودانی و همیشگی است و می تواند نیازهای همه جوامع را، در هر عصر و زمانی برآورده سازد و آنها را به سوی سعادت دنیا و آخرت رهنمون شود.


ادامه مطلب  
[ چهارشنبه 27 بهمن 1389  ] [ 8:07 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

حجاب، چتر امنیت

فرهنگ، عفاف و پوشش
منشا اصلی پیدایش لباس نیاز به محفوظ ماندن، عفیف ماندن و زیبابودن است، امااشتباه است اگر تصور کنیم که می توانیم این همه اختلاف و تنوع راکه در لباس افراد در جوامع و دورانهای مختلف دیده می شود، تنهابا درنظر گرفتن این سه اصل توجیه کنیم. تاثیر فرهنگ بر لباس مهم تر و کلی تر از آن است که از آن در ردیف سایرتاثیرها گفتگو کنیم .
رابطه لباس و فرهنگ
فرهنگ کلی ترین بخش و نگرشی است که یک جامعه نسبت به جهان دارد و اختلاف در لباس جوامع علاوه بر عوامل اجتماعی، اقتصادی و... ناشی از فرهنگ ها وبینش های مختلف آنان است .
نحوه لباس پوشیدن انسان بسته به این که برای جهان چه معنایی قائل باشد،خود را چگونه موجودی بشناسد، چه سرنوشتی برای خود تصور کند وسعادت خود را درچه بداند، تفاوت می کند.
اگر در جوامع غربی مذهب و قانون تعیین کننده نوع پوشش نیست، نباید تصور کرد که مردم در انتخاب لباس آزادند. جامعه غربی با لباسی که برتن دارد، با ما سخن می گوید اگر به این سخن گوش دهیم فلسفه و فرهنگ غرب را خواهیم شنید.
رابطه لباس غربی با فرهنگ غربی
تمدن غرب، جلوه یک زندگی است که در آن دیگر معنویت و قدس اصالت ندارد و انسان موجودی نیست که حامل «روح الهی » باشد و بتواند خلیفه خدا در زمین شود. هیچ بهشتی او را به خود دعوت نمی کند، و ارزش زن به اندازه ارزش تن اوست. در چنین فرهنگی لباس وسیله ای برای پوشش تن نیست بلکه برای آرایش آن است و آنچه مدل لباس را تعیین می کند روانشناسی جنسی است و در حقیقت مبتکران مدهای تازه همواره در کار تنظیم نسبت میان برهنگی وپوشیدگی هستند تا بتوانند حداکثر جلوه و جاذبه را در این جنس وحد کثر اشتیاق را در آن حنس دیگر ایجاد نمایند.
رابطه حجاب با فرهنگ اسلامی


ادامه مطلب  
[ سه شنبه 26 بهمن 1389  ] [ 11:29 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

صفات منافقان از دیدگاه امیرمومنان (ع)

ای بندگان خدا شما را به ترس از خدا سفارش می کنم و شما را از منافقان می ترسانم . زیرا آنها گمراه و گمراه کننده اند خطاکار و به خطاکاری تشویق کننده اند به رنگ های گوناگون ظاهر می شوند از ترفندهای گوناگون استفاده می کنند برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده می کنند و در هر کمینگاهی به شکار شما می نشینند. قلب هایشان بیمار و ظاهرشان آراسته است در پنهانی راه می روند و از بیراهه حرکت می کنند.
وصفشان دارو و گفتارشان درمان اما کردارشان دردی است بی درمان بر رفاه و آسایش مردم حسد می ورزند و بر بلا و گرفتاری مردم می افزایند و امیدواران را ناامید می کنند.
آنها در هر راهی کشته ای و در هر دلی راهی و بر هر اندوهی اشکها می ریزند مدح و ستایش را به یکدیگر قرض می دهند


ادامه مطلب  
[ سه شنبه 26 بهمن 1389  ] [ 11:08 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

عفو، نشانه بزرگی روح

یکی از صفات پسندیده که فضیلت و بزرگی روح را جلوه گر، می سازد «عفو» می باشد. این صفت ارزنده با حلم تفاوت دارد و مرحله بالاتر از آن است، زیرا حلم عبارت است از بردباری و کظم غیظ یعنی فرونشاندن آتش غضب و خاموش کردن آن، ولی عفو عبارت است از درگذشتن از خطا و کار زشت دیگران و بیرون کردن ناراحتی و کینه از دل. قرآن کریم در آیه ۱۳۴ سوره آل عمران این صفت را ستوده و کسانی را که از خطای مردم درمی گذرند را نیکوکار معرفی کرده است. بنابراین «حلم» مهار کردن غضب است در شرایطی که انسان با خلاف میل و توقع و انتظار خود روبه رو می شود و عفو، خارج ساختن کینه و کدورت و ناراحتی برای همیشه از دل و قلب است.
امام صادق(ع) می فرماید: حقیقت عفو و بخشش آن است که از کسی که نسبت به تو مرتکب خطایی شده است درگذری / / / و کینه او را از دل بیرون بیندازی و جرم او را فراموش کنی و بر نیکی های خود نسبت به وی بیفزایی، هیچ کس به این مرحله نخواهد رسید مگر آن که خداوند او را عفو کرده و گناهانش را بخشیده و وی را به تکریم الهی خویش مزین کرده باشد.
خداوند در آیه
۲۲ سوره نور می فرماید: عفو کنید و نادیده بگیرید. آیا دوست ندارید که خدا شما را بیامرزد


ادامه مطلب  
[ دوشنبه 25 بهمن 1389  ] [ 6:32 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

جایگاه صبر در ایمان

وَ عَلَیْکُم بِالصَّبْرِ، فَاِن الصَّبْرَ مِن الایمان کَالرَّاْس مِن الجَسَدِ
حضرت علی علیه السلام: بر شما باد صبر و استقامت، که همانا نقش صبر در ایمان، نقش سر است برای بدن.
ایمان صرفاً در معرفت و اعتقاد قلبی خلاصه نمی شود، بلکه اقرار و اظهار به زبان و عمل به جوارح و اعضا ـ یعنی رفتار متناسب و برخاسته از همان معرفت و اعتقاد قلبی و منطبق با اظهار و اقرار زبانی ـ نیز دو رکن اساسی ایمان شمرده می شود. تحقق عینی این دو رکن به نیروی عزم و اراده و قدرت استقامت و پایداری نیاز دارد. بدون پایداری و بدون عزم راسخ، نمی توان به معرفت قلبی درونی، عینیت خارجی بخشید و آنچه را توحید ناب اقتضاء می کند، محقق ساخت. هم خودسازی ـ که اولین گام ضروری در بُعد «عمل» است ـ و هم اجرای احکام دینی در جامعه اسلامی، به استقامت و صبر نیاز دارد: استقامت برای انجام واجبات و استقامت برای ترک گناهان.
از دیدگاه امام علی علیه السلام، صبر نتیجه ایمان است. کسی که حاکمیت مطلق و حکیمانه خداوند را بر جهان باور کرده و به نظام هدفدار هستی معتقد است، به عدالت دقیق خداوند ایمان دارد، هدف ِ خلقت انسان و حکمت سختی ها و بلاها و نقش آن در تربیت انسان را دریافته است و بالاخره به توحید ناب دست یافته، می تواند به راحتی این فضیلت بزرگ اخلاقی را در خود تقویت کند


ادامه مطلب  
[ دوشنبه 25 بهمن 1389  ] [ 6:16 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]
(حکیم سنائی غزنوی)

 

در اُحُد میر حیدر کرّار

یافت زخمی قوی در آن پیکار

ماند پیکان تیر در پایش

اقتضا کرد آنزمان رایش

که برون آرد از قدم پیکان

که همان بود مَرو را درمان

زود مرد جرایحی چو بدید

گفت باید به تیغ باز برید

بسته ی زخم را کلید آید

هیچ طاقت نداشت با دم گاز

گفت بگذار تا بوقت نماز

چون شد اندر نماز، حجّامش

ببرید آن لطیف اندامش

جمله پیکان ازو برون آورد

و او شده بیخبر ز ناله و درد

چون برون آمد از نماز علی

آن مر او را خدای خوانده ولی

گفت کمتر شد آن اَلم چون است

و ز چه جای نماز پر خون است

گفت با او جمال عصر، حسین

آن بر اولاد مصطفی شده زین

گفت چون در نماز رفتی تو

برِ ایزد فراز رفتی تو

کرد پیکان برون ز تو حجّام

باز نا داده از نماز سلام

گفت حیدر به خالق الاکبر

که مرا زین اَلم نبود خبر


 
[ شنبه 23 بهمن 1389  ] [ 8:46 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

 

(محمدعلی ریاضی یزدی)

 

گیرم که آفتاب جهان ذره پرور است

این بس مرا که سایه ی مهر تو برسر است

دولت به کام و محنت گردون حرام باد

تا ساغرت بگردش و تامی به ساغر است

ای دل چرا به غیر خدا تکیه می کنی؟

امید ما و لطف خدا از که کمتر است؟

بهر دو نان خجالت دونان چه می کشی؟

ای دل صبور باش که روزی مقدّر است

خاطر ز گفتگوی مکرّر شود ملول

الاّ حدیث دوست که قند مکرّر است

فرخنده نامه ای که موشّح به نام اوست

زیبنده آن صحیفه که او زیب دفتر است

نامی که با خدا و پیمبر ز فرط قدس

زیب اذان و زینت محراب و منبر است

پشت فلک خمیده که با ماه و آفتاب

در حال سجده روی به درگاه حیدر است

شمس ضحی، امام هدی، نور هل اتی

چشم خدا و نفس نفیس پیمبر است

در آیه ی مباهله این مهر و ماه را

جانها یکی و جلوه ی جان از دو پیکر است

وجهی چنان جمیل که از شدّت جمال

وجه خدا و جلوه ی الله اکبر است

نازم به دست او که یکی ناز شست او

از جای کندن در سنگین خیبر است

با اشک چشم، ابر کرم بر سر یتیم

با برق تیغ، صاعقه ای بر ستمگر است

جز راه او بسوی خداوند راه نیست

یعنی که شهر علم نبی را علی، در است

بر تارک زمان و مکان تاج افتخار

در آسمان فضل: درخشنده اختر است

قبرش درون دیده ی آدم که چشم او

در خاک هم بنور جمالش منوّر است

آوازش از ورای زمانها رسد بگوش

تصویرش از فراز افق ها مصوّر است

کمتر ز ذرهّ ایم و فزون تر ز آفتاب

ما را که خاک پای علی بر سر افسر است

وصف علی ز عقل و قیاس و خیال و وهم

وز هرچه گفته اند و شنیدیم برتر است

شد عرض ما تمام و حدیث تو ناتمام

حاجت به مجلس دگر و وقت دیگر است

طبع لطیف و شعر «ریاضی» به لطف و شهد

شاخ نبات خواجه ی شیراز و شکّر است1

1- مباهله: اشاره به قضیه مباهله با نصارای نجران است که پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت برای مباهله در محلی حضور یافتند و نصارای نجران از انجام آن منصرف شدند: مباهله تفریق و طلب مرگ یکدیگر است.


 
[ شنبه 23 بهمن 1389  ] [ 8:43 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

ای علم ملت و نفس رسول
حلقه كِش علم تو گوش عقول
ای به تو مختوم كتاب وجود
وی به تو مرجوع حساب وجود
داغ كِش نافه تو مشك ناب
جزیه ده سایه تو آفتاب
خازن سبحانی و تنزیل وحی
عالم ربانی و تأویل وحی
آدم از اقبال تو موجود شد
چون تو خلف داشت كه مسجود شد
تا كه شده كُنْیَت تو بوتراب
نُه فلك از جوی زمین خورده آب
راه حق و هادی هر گمرهی
ما ظلماتیم و تو نور اللّهی
آنكه گذشت از تو و غیری‌ گزید
نور بداد ابله و ظلمت خرید
وانكه ز تو بر دیگری دیده دوخت
خاك سیه بستد و گوهر فروخت


 
[ شنبه 23 بهمن 1389  ] [ 8:39 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

علی مرتضی میر خلایق
بزرگ عارفان نور حقایق
شعاع نور خورشید هدایت
نخستین موج دریای ولایت
علی جان جهان و نور هستی
یگانه مظهر عهد الستی
نباشد گر علی، عالم نباشد
شرف در دوده آدم نباشد
علی تنها كلید فهم قرآن
كزو پیدا شود اسرار پنهان
علی رمز وجود آفرینش
علی نور چراغ اهل بینش
علی بر حق، امام اولین است
شكوه آسمان، فرّ زمین است
علی مجلس فروز اهل راز است
ز خونش سرخ، محراب نماز است
علی بنیاد هستی را قوام است
علی اوضاع گیتی را نظام است
علی با ذوالفقارش گفت و گو داشت
خدا را در همه جا پیش رو داشت
علی سالار میدان نبرد است
به روز جنگ و هیجا مرد مرد است
علی مرد عطا؛ مرد سخا بود
علی لشكر شكن؛ خیبر گشا بود
ز نور او منور ملك هستی
زمین و آسمان بالا و پستی
علی نور و علی عشق و علی جان
به سختی چاره و بر درد درمان
علی امید جان، نور دل ما
علی آسان نمای مشكل ما
علی با درد جانش آشنا بود
تمام دردمندان را شفا بود
علی گاهی طبیب و گاه دهقان
گهی در كار كشت و گاه درمان
علی انسان كامل بود و عادل
نبُد یك دم ز كار خلق غافل
علی گنج نهانی سینه‌اش بود
چو آئینه دل بی كینه‌اش بود
علی بر كفش پاره پینه می‌زد
گره بر سینه بی‌كینه می‌زد
علی فرمانده حكم قضا بود
به منشور قدر فرمانروا بود
علی اسرار دل با چاه می‌گفت
گهرهای درون بنهفته می‌سفت
علی اندر تفكر بود دائم
به صبر و حلم، همچون كوه، قائم
علی اسلام را بود و نبود است
یگانه نسخه ملك وجود است
علی شب در عبادت بود بیدار
ولی در روزها پیوسته در كار
علی بر تیره شب، فجر سحر بود
یتیمان را به سر سایه پدر بود
علی هر روز تا شب كار می‌كرد
ولی با نان جو افطار می‌كرد
علی سرچشمه انعام و احسان
علی كانون فیض و قطب امكان
علی بوتراب از عالم خاك
به یك لحظه شدی تا قرب افلاك
علی نور خدا جان جهان است
مرا در وصف او الكن زبان است
"صالح افشار نویسركانی"


 
[ شنبه 23 بهمن 1389  ] [ 8:37 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

حجاب به معنای پوشش و آنچه به وسیله آن خود را می پوشانند و نیز حایل بین دو چیز آمده است. جمع حجاب به این معنا حجب است.
در فرهنگ فارسی، حجاب به معنای پرده، نقاب و چادری است كه زنان چهره و سرتا پای خود را با آن می پوشانند منتهای زمین سنگلاخ، ریگ دراز، بلندی كوه، نور و روشنایی آفتاب یا كناره آن، هر پرده بین دو چیز و مردن به حال شرك از دیگر معانی حجاب به شمار می رود.
در برخی از آیات و روایات، واژه حجاب به معنای لغوی آن به كار رفته است از جمله:
۱) « وَمِن بَیْنِنَا وَبَیْنِكَ حِجَابٌ ؛ میان ما و شما حاجز و فاصله ای در دین وجود دارد».
۲) «وَ بَینَهُما حِجابٌ؛ میان اهل بهشت و جهنم، دیواری است كه سدی برای نرسیدن لذت اهل بهشت به اهل جهنم است».
۳ ) «وَ اِذا قَرَأَتِ القَرآنَ جَعَلنا بَینَكَ وَ بَینَ الَّذین لا یُؤمِنونَ بِالآخِرَهِٔ حِجابا مَستُورا؛ زمانی كه قرآن می خوانی، میان تو كسانی كه به آخرت ایمان ندارند، پرده ای قرار می دهیم (كه آن ها از قرآن سودی نبرند)».
۴ ) «حَتّی تَوارَتَ بِالحِجابِ؛ تا این كه خورشید غروب كرد».
۵) «فَاتَّخَذَت مِن دُونِهِم حِجابا؛ در برابر آنان بر خود پرده ای گرفت».
۶) «اِذا سَألتُموهُنَّ مَتاعا فَسَئَلوهُنَّ مِن وَراء حجاب؛ و هنگامی كه كالایی را از آنان (همسران پیامبر) می خواهید، از پشت پرده بخواهید».
حجاب در این آیات به معنای پرده و پوشاننده دو چیز بوده و معنای اصطلاحی آن مورد نظر نیست.


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 21 بهمن 1389  ] [ 8:08 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

   
 
 
کفران نعمت

کاش آمار فرزندانی که در زندگی رابطه مومنانه با پدر و مادر دارند و بهشت را به زندگی می آورند، افزون شود
از شعله کشیدن جهنم در زندگی گفتیم که براساس روی گردانی از شیوه تربیتی قرآن، در دامان انسان شکل می گیرد. این را هم نوشتیم که عمل نکردن به دستورات قرآن، باعث شیوع فاجعه بار زندگی های سست در جامعه می شود.آری اگر زندگی خود را مطالعه کنیم، خیلی چیزها در خواهیم یافت.یک چیز دیگر هم در زندگی فهمیده ام که رابطه اعضا با من که پدر خانواده هستم، مانند رابطه انسانی است با خداوند، که همواره بر سر سفره اکرام خداوند می نشیند، لقمه های بزرگ برمی دارد، در سایه لطفش می آرامد، اما اصلا به یاد نمی آورد که این خوان کرم از کیست، نمی داند و یا تغافل می کند که این نعمت را شکری هم لازم است. به روی خود نمی آورد.


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 21 بهمن 1389  ] [ 8:00 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ

بسمه تعالی دراین وبلاگ مذهبی که ازمولا ومقتدایمان حضرت علی علیه السلام سخن به میان است ودرموردولایت این رادمردتاریخ که دربازگشت ازسفرحج پیامبرعظیم اشان اسلام پسرعم وداماد خودرادرمیان انبوهی ازمسلمین که ازاطراف واکناف حضورداشتنداورا به ولایت خود منسوب فرمودروایات اهل نظربرای بازدیدکنندگان محترم درج وامیداست موردقبول حق تعالی قرارگیرد وبرای شیعیان جهان افتخاراست که عیدغدبرخم راازبزرگترین اعیادمی شناسندالتماس دعا عیدغدیرخم بودافضل زعیدها//زیراکه درغدیر نام ولایت رقم زدند مدیروبلاگ
نويسندگان
آمار سایت
كل بازديدها : 215072 نفر
كل مطالب : 293 عدد
تعداد کل نظرات : 49 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 5 آذر 1389 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 15 شهریور 1394 
امکانات وب
تماس با ما



JavaScript Codes